مدرسه ملی ندای میهن ( حقوق هر ماه )
یک ماه و نیم از مهر گذشته بود ، مدیر مرا به اتاق خودش دعوت کرد و پاکتی به من داد و گفت این حاصل زحمات شما در یک ماه است ،
از اتاقش خارج شدم و شروع کردم به شمردن پولهای داخل پاکت ، که ۱۵۰ تومان بود .
خوشحال شدم که حقوق گرفتم در راه متزل رفتم شیرینی فروشی ساحل ( چه خوب اسمش دریا نبود ) و یک جعبه شیرینی خریدم و راهی منزل شدم ، مامان تا جعبه را دید گفت: به به مبارک باشه حقوق گرفتی ، ، درب جعبه را باز کرد و گفت اول خودت بخور این شیرینی خیلی شیرینه اولین حقوق توست .
در این مدرسه من به اصطلاع امروزی ها نیمکت نشین بودم عصر ها و پنج شنبه ها خودم کلاس داشتم و روزهای دیگر اگر معلمی مشکل ( تنبلی ) داشت هما ی نیمکت نشین را خبر می کردند ،
میتینگ های زیادی در میدان چهار صد دستگاه رفتم ، و مربی شیر خورشید هم بودم و باید در مدرسه هم حضور داشته باشم ، و اما
دومین ماه پاییز به اتفاق پدر به خیابان ناصرخسرو رفتیم و یک پالتو شیک مشکی رنگ با دکمه های نقره ای خریدم ، ( از حقوق خودم ) و کلی از پولم هم باقی ماند ، .