سلام

با خودم گفتم حالا برویم توی باغ و چند ضرب المثل در باغ با هم جستجو کنیم .

وارد باغ شدم دیدم درختمون یک گل کرده !،

اما، با یک گل بهار نمیشه ،

چقدر درخت آلبالو توی باغ جوانه زده ، تعداد درختان آلبالو ، زیاده شده.!

آلبالو رو توی باغت راه نده شمرونی رو تو خونه ات ،

ناگهان

مادرم گفت: حواست کجاست ، چشمت آلبالو گیلاس میچینه ،

از شما چه پنهون یک گردو افتاد روی معزم ،

و سرم بلند کردم و گفتم ، سرم را نشکن و دامنم را هم پر از گردو نکن ،

آخه هر گردی گردو نیست ،

با خواهرم در حال قدم زدن بودیم که

خواهر جان یک گردو دید و من برداشتم ، یادم به داستان کتاب دوم ابتدایی افتاد، قاضی رفتن آن دو دوست که بماند .

خونه قاضی گردو بسیار است اما شمارش در کار است ،

راستش را بخواهید آب از سر چشمه گل آلود است .

پدر نگاهی به درختان پر از برگ کرد و گفت :

بدون ا ذن خدا ( اجازه ) هیچ برگی از درخت نمی افتاد ،