بازی
بازی های دوران کودکی ما دارای هیجان بودند
بازی عمو زنجیر باف که هیچ وسیله ای نمی خواست
خیلی دوست داشتنی بود ،
همه دست های همدیگر را می گرفتیم ، و یک دایره بزرگ تشکیل می دادیم
و سرگروه با صدای بلند می خواند
عمو زنجیر باف
یکصدا بله
زنجیر منو بافتی
بله
پشت کوه انداختی
بله
بابا اومده
چی چی آورده
نخود و کشمکش
بخور و بیا
به صدای چی
به صدای گربه
همه با هم. میو میو
اگر گربه را بگیرم سر دمشو می چینم
خنده و سر و صدا بازی تمام ،
بازی های کودکانه. ما پر از شادی عشق بود
حالا 5 تا سنگ تهیه کنیم و فردا یک قل دوقل بازی کنیم
مامان می گفت شب یک قل دوقل بازی ممنوع خونه مورچه میزاره
گاهی هم می گفت آدم گدا میشه.
+ نوشته شده در شنبه ششم دی ۱۴۰۴ ساعت 22:54 توسط هما اثباتی
|